أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )
403
الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )
[ اجزاى بلوط ] قابض است ، اما [ خاصيت ] قبض شديدتر از همه در پوستهء نازكى است كه بين پوست تنه و تنه ، نيز در پوستهء درونى بلوط قرار دارد » . 260 . جلّنار 1 - گل انار « جلنار » را به لغت رومى لاثتوريدس 2 گويند ، اوثنا 3 نيز گويند و معنى او « خير الازهار » باشد يعنى « نيكوترين شكوفهها » . به سريانى وردادرمّانا 4 گويند و گل انار دشتى را به لغت رومى فلوسطيون 5 گويند . در منقول مخلص آوردهاند كه گل انار را به لغت يونانى كيطينوس 6 گويند و به سريانى رمّانا مصريا 7 گويند يعنى « شهرى » و رمّاناددبرا 8 گويند مر دشتى را ، به لغت پارسى گلنار دشتى گويند . از شكوفهء مصرى آنچه گلنار دشتى است مختلف الانواع است : بعضى از او سپيد بود ، بعضى از او سرخ و بعضى مورّد يعنى گلفام . خلقت [ شكل ] او به خلقت [ شكوفه ] بستانى مشابهت تمام دارد . اوريباسيوس گويد : آنچه مصرى است او را بالاوسطيون 9 گويند . فزارى گويد : او را به لغت سندى خنداقل 10 گويند و درخت او را بار نباشد بلكه بر گلنار مقصور بود زيرا كه او [ درخت ] نر است . ابو معاذ گويد : [ شكوفه انار ] مصرى را چون دشتى بود رعث 11 گويند و مظّ نيز گويند و در اين نوع منفعتى نباشد نه در شكوفه او و نه در بار او . ازهرى در تهذيب « رعث » نياورده است . ابو عبيد از اصمعى روايت كرده كه نار دشتى را عرب « مظ » گويد و در اين معنى شاعران [ قبيله ] طىّ 12 شعر گفتهاند : دور فكن نگرانى چون توراست قوى شترى * هيجان زده از دو ساربان پيشى گيرد گويى [ و راست ] بر گلو و بر لبان * و بر پرههاى بينى لرزان راء و مظّ 13 ( 1 ) . گل Punica granatum L . ؛ سراپيون ، 293 ؛ ابو منصور ، 117 ؛ ابن سينا ، 149 ؛ غافقى ، 149 ؛ ميمون ، 75 . « جلنار » معرب « گلنار » ( درستتر گل انار ) فارسى است ، قس . II , Vullers ، 1025 . ( 2 ) . لاثتوريدوس ( ؟ ) . ( 3 ) . نسخهء فارسى : اوثنا ، بر بهلول ، 15 59 : اويتا .